بازگشت به صفحه کامل

تجدید عهد با غریب طوس؛ 30 صفر سالروز شهادت امام رضا علیه السلام

تجدید عهد با غریب طوس؛ 30 صفر سالروز شهادت امام رضا علیه السلام


تاریخ انتشار : Publish : نسخه قابل چاپ Print

ای امام رئوف؛ مزار تو مأمن اُنس جان های گریزان است؛ فیروزه جمالت، قرار از عاشقان ربوده؛ رفتار علویت، جملگی آیاتی از ولایت توست؛ قلب این سرزمین با عنایت توست که می تپد

تجدید عهد با غریب طوس

 

دارالشفاست مرقد سلطان دین رضا

باید که رو به جانب دارالشفا کنیم

باشد سزا که بر در طب الرضا رویم

وانگاه درد خویش در آنجا دوا کنیم

ما را اگر بساحت قدسش اجازه داد

آنجا ولا برای همه دست و پا کنیم

مهمان شویم جمله بدار الضیافه اش

بر خوان او نشسته دمی را صفا کنیم

بالجمله روز از شعف و شب ز روی جد

خود را در آستان رضا جابجا کنیم

چون پیروی بساحت کیوان رسید گفت

باید به پیروان علی اقتدا کنیم

در یازدهم ذیقعده سال 148 هجری، خورشید ولایت بار دیگر در مدینه تابیدن گرفت و شعاع نورانی و روح بخش خود را به اقصی نقاط عالم منتشر ساخت . نام او «علی » و کنیه اش «ابوالحسن » بود . ایشان پس از شهادت پدر ارجمندش در زندان بغداد (سال 183 هجری) در سن 35 سالگی عهده دار مقام امامت و ولایت شد . مدت امامت آن بزرگوار 20 سال طول کشید که 10 سال آن با خلافت «هارون الرشید» ، 5 سال با خلافت «محمد امین » و 5 سال آخر با خلافت «مامون » مقارن بود .

امام رضا علیه السلام تا آغاز خلافت مامون در زادگاه خود شهر مقدس مدینه اقامت داشت که پس از به حکومت رسیدن مامون - با حیله و نیرنگ - به خراسان دعوت شد . در این دوران، مامون حاکمیت خود را با خطرات جدی مواجه می دید، از جمله: شورشهای علویان در نقاط مختلف، طرفداری خراسانیان از اهل بیت علیهم السلام و گسترش نفوذ و فعالیتهای امام علیه السلام در بین شیعیان . از این رو، مامون با تحمیل ولایت عهدی خود بر آن حضرت علاوه بر کنترل و مایل نمودن علویان و خراسانیان به سمت خود، قصد داشت فعالیتهای امام رضا علیه السلام را در مرو کنترل نماید و با اقدامات منفی خود چهره ایشان را مخدوش کند و از محبوبیت او بکاهد .

نقل شده که سلیمان مروزی عالم مشهور علم کلام به نزد مامون آمد . مامون پس از احترام و انعام او از وی درخواست کرد که با امام رضا علیه السلام به مناظره بپردازد . سلیمان که به علم و دانش خود مغرور بود، گفت: ای امیرمؤمنان ترس آن دارم که از عهده این کار برنیاید و مقامش پایین آید . مامون گفت: هدف من نیز چیزی جز این نیست که راه را بر او ببندی; چرا که من می دانم تو در علم و مناظره توانا هستی . سلیمان که از نیت مامون آگاه شد، این کار را پذیرفت . ولی در نهایت، برخلاف نقشه از قبل تعیین شده، ضعف و ناتوانی سلیمان بر همگان آشکار شد .

زیارت قبور اولیاء

زیارت قبور اولیای الهی و تبرک جستن به آثار و مقابر شریف آن بزرگواران یکی از سنتهای دیرین و پراهمیت در بین مسلمانان است که امروزه بر اساس تفکرات باطل و بی اساس برخی فرقه های اسلامی و همچنین تفکرات مبتنی بر حس گرایی که در پوشش روشنفکری و تمدن، بر جوامع اسلامی عرضه می شود، ممکن است برای انسانهایی که نسبت به مبانی دینی و اعتقادی از درک عمیقی برخوردار نیستند، ذهنیتها و تصورات ناصواب نسبت به این امر اعتقادی به وجود آید . از این رو، برآنیم تا در این مقال به بررسی موضوع زیارت قبور پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه علیهم السلام مخصوصا زیارت بارگاه شریف علی بن موسی الرضا علیه السلام و بررسی برخی شبهات موجود بپردازیم .

زیارت وسیله قرب الهی

بنابر آنچه از متون روایی و دینی استفاده می شود، زیارت قبور اولیای الهی منشا آثار و برکات دنیوی و اخروی فراوانی است و مسلمانان به حکم آیه «اتقوا الله وابتغوا الیه الوسیلة » ; (1) «تقوای الهی پیشه کنید و وسیله ای [برای تقرب] به سوی او بجوئید .» اولیای الهی را بهترین وسیله برای تقرب به خداوند می دانند .

از این رو، بارها رنج و مشقت سفر را به جان می خرند و به زیارت قبور آنان مشرف می شوند و به پیمان و عهد قلبی و درونی که با پیامبران و امامان خویش بسته اند، عمل می کنند . امام علی بن موسی الرضا علیه السلام می فرماید: «ان لکل امام عهدا فی عنق اولیائه وشیعته وان من تمام الوفاء بالعهد وحسن الاداء زیارة قبورهم فمن زارهم رغبة فی زیارتهم وتصدیقا بما رغبوا فیه کان ائمتهم شفعاءهم یوم القیامة; (2) همانا برای هر امامی عهد و پیمانی است بر عهده پیروان و شیعیانشان و وفای کامل به این عهد و ادا نمودن آن به وجه نیکو در گروی زیارت قبور آنان است، پس هر کس از روی رغبت و میل به زیارت آنان و برای تصدیق آنچه که آنها در آن رغبت داشتند، آنان را زیارت کند، امامان و پیشوایانشان در روز قیامت شفیع آنان خواهند بود .»

همچنین رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله می فرمایند: «من اتانی زائرا کنت شفیعه یوم القیامة; (3) هر کس به زیارت من بیاید در روز قیامت شفیع او خواهم بود .» زیارت در واقع، تجدید عهد و پیوند زدن قلب و روح به انسانهایی است که خلیفة الله حقیقی در زمین هستند; کسانی که به حقیقت ندای «انی جاعل فی الارض خلیفة » (4) را جامه عمل پوشانیده اند، و سفره جود و کرمشان برای عموم مردم گسترده و باب لطف و رحمتشان بر همگان گشوده است; انسانهایی که در وصف آنان گفته می شود: «السلام علی ائمة الهدی ومصابیح الدجی واعلام التقی وذوی النهی; (5) سلام بر امامان هدایت، و روشنگران تاریکی، و نشانه های تقوا و پرهیزگاری، و صاحبان عقل .»

نقد شبهات موهوم

یکی از سنتهای مسلمانان و مخصوصا شیعیان، زیارت قبور پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمة علیهم السلام و اولیای الهی است که در طول سال به زیارت این قبور مشرف شده و با پیوند خوردن با فضای معنوی آن مکانهای مقدس، روح خویش را طراوت بخشیده، از ثمرات و آثار معنوی آن بهره می گیرند و برای رفع مشکلات خویش آن بزرگواران را واسطه قرار می دهند و در بسیاری اوقات که با دلهای پاک و فارغ از دنیا به سوی ایشان روی می آورند، حاجتهای خود را گرفته، سرشار از عشق و امید به زندگی عادی ادامه می دهند . در این میان، شیاطین انسان نما و فریب خوردگان و رانده شدگان از رحمت حق با کوبیدن بر طبل یاس و ناامیدی قصد دارند با انتشار شبهات بی اساس چهره این امر معنوی و اعتقادی را مخدوش کنند و به اسم روشنفکری و روشنگری تاریکیهای ظلمانی و شیطانی خود را گسترش دهند . «الذین ضل سعیهم فی الحیوة الدنیا وهم یحسبون انهم یحسنون صنعا» ; (6) «آنها که تلاشهایشان در زندگی دنیا گم (و نابود) شده، با این حال می پندارند کار نیک انجام می دهند .»

از این رو، بر انسانهای آگاه و دانا و دردمند لازم است تا با پرده برداشتن از این دسیسه های شوم، راه حق و حقیقت را بر سالکان روشن تر و رسیدن به قرب الهی را آسان تر سازند . در این راستا، ما نیز برآنیم تا یکی از شبهاتی را که از طرف فرقه وهابیت که سوغات انگلیسیها برای جوامع اسلامی است، (7) و همچنین از طرف برخی غرب زدگان به اصطلاح روشنفکر مطرح شده، بیان نماییم و به تبیین پاسخی مناسب بپردازیم .

شبهه این است: چطور ممکن است انسانهایی که قرنها پیش مرده اند به زیارتشان برویم و آنان را واسطه بین خود و خداوند قرار دهیم؟ و همچنین آیا این عمل نوعی بدعت و شرک محسوب نمی شود؟

پاسخ را در چند بخش بیان می کنیم:

1 . یکی از ارکان و علل پیدایش این شبهه اعتقاد به عدم حیات پس از مرگ است که قرآن کریم در موارد متعدد آن را ابطال نموده است . نقل شده که روزی ابی بن کعب (یا عاص بن وائل) که منکر معاد بوده است در بیابان قطعه ای استخوان پوسیده پیدا کرد و فکر کرد که دلیل محکمی برای عقیده اش پیدا کرده است . با تکبر و غرور قطعه استخوان را برداشت، در حالی که با خود می گفت: «لاخصمن محمدا; با محمد صلی الله علیه و آله به دشمنی برمی خیزم .» به سراغ پیامبر صلی الله علیه و آله رفت و فریاد زد: بگو ببینم چه کسی قدرت دارد بر این استخوان پوسیده لباس حیات بپوشاند؟! سپس قسمتی از آن استخوان را پودر کرد و بر زمین پاشید . در این هنگام، این آیه بر پیامبر صلی الله علیه و آله نازل شد: «وضرب لنا مثلا ونسی خلقه قال من یحیی العظام وهی رمیم » (8); «برای ما مثالی زد و آفرینش خود را فراموش کرد و گفت چه کسی این استخوانها را زنده می کند در حالی که پوسیده است .» خداوند با عبارت «ونسی خلقه » پاسخ محکمی به منکرین معاد داده است; به این معنی که اگر آن شخص خلقت خود را فراموش نمی کرد و توجه می کرد که خداوند او را از هیچ آفریده است، چنین استبعادی نمی کرد; چرا که خلقت اولیه بسی سخت تر از خلقت مجدد است .

هیچ گاه انسان به وسیله مرگ، نابود و فانی نمی شود تا نتوان به زیارت او رفت و او را واسطه قرار داد; چنان که خداوند متعال می فرماید: «ولا تحسبن الذین قتلوا فی سبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون » ; (9) «[ای پیامبر! هرگز گمان مبر آنها که در راه خدا کشته شده اند، مردگان اند; بلکه آنها زنده اند و نزد پروردگارشان روزی داده می شوند .»

2 . بخشی از این شبهه زاییده فکر وهابیت است که قصد دارند با پوشاندن لباس بدعت و شرک بر قامت زیارت و استشفاء و تبرک جستن به قبور اولیای الهی، این مسئله مهم اعتقادی را خدشه دار کنند; لذا دولت وهابی سعودی برای جلوگیری از انجام این امور، مامورانی را در لباس آمران به معروف و ناهیان از منکر در اطراف این مقابر شریف مستقر کرده که با کمال خشونت و گاه در لباس اخلاق و نصیحت با زائران این مشاهد مشرفه رفتار می کنند . استدلال آنان این است که بوسیدن قبور و ضرائح و تبرک جستن به آنها نوعی عبادت نسبت به آنها محسوب می شود و حال آنکه عبادت مخصوص خداست .

پاسخ آنها این است که اگر هر احترام و بوسیدنی عبادت بود، لازم می آمد بوسیدن اطفال و کتاب خدا هم شرک و حرام باشد . روشن است که هیچ مسلمانی به وسیله زیارت و بوسیدن مقابر شریفه، قصدش این نیست که به آنان نسبت خدایی بدهد و آنان را عبادت کند تا شرک لازم بیاید . تبرک جستن به آثار و قبور اولیای الهی به ویژه پیامبر گرامی اسلام صلی الله علیه و آله در متون تاریخی و روایی به طور متعدد نقل شده است . که در ادامه به مواردی از آنها در کتب اهل سنت اشاره می کنیم:

الف) سائب بن یزید نقل می کند: خاله ام مرا خدمت پیامبر صلی الله علیه و آله برد و گفت: فرزند خواهرم بیمار است . آن حضرت وضو گرفت و از خدا برای من طلب خیر وسلامتی نمود و در زمانی که وضو می گرفت، از آب وضویش نوشیدم . (10)

ب) مسلم در صحیح خود از انس نقل می کند که پیامبر صلی الله علیه و آله سر خود را می تراشید و یارانش در اطرافش بودند و هر تاری از موی ایشان در دست یکی از یاران بود . (11)

ج) صحابی جلیل القدر، بلال حبشی که به عللی مدینه را ترک کرد و در نواحی شمال به امر مرزبانی مشغول بود، در خواب دید که پیامبر صلی الله علیه و آله به او فرمود: ای بلال! آیا وقت آن نرسیده است که ما را زیارت کنی؟ وی با حالت اندوه از خواب بیدار شد و بر مرکب خود سوار شد و آهنگ مدینه کرد . هنگامی که کنار قبر شریف رسول خدا صلی الله علیه و آله رسید، شروع به گریه کرد و صورت خود را بر قبر می مالید و وقتی حسن و حسین علیهم السلام را دید هر دو را بوسید . (12)

زیارت بارگاه رضوی

فضیلت زیارت امام هشتم علیه السلام در وصف نمی گنجد و قلم از تحریر آن عاجز است و