ابراهیم قیاسوند

استادیار

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/02/31

ابراهیم قیاسوند

فنی و مهندسی کبودرآهنگ / مهندسی عمران

رساله های دکتری

  1. مطالعه آزمایشگاهی اثر واکنش ‌قلیایی- سیلیسی سنگ‌دانه بر رفتار پیوستگی بین بتن و میلگرد
    1403
    واکنش قلیایی– سیلیسی به عنوان یکی از دلایل تخریب سازه‌های بتنی در گذر زمان و تهدیدی برای دوام آن‌ها است. این واکنش موجب انبساط، ترک خوردن و به دنبال آن از دست رفتن مقاومت بتن می‌شود. درنتیجه عملکرد پیوستگی بتن و میلگرد که تابعی از مقاومت بتن می‌باشد، آسیب می‌بیند. مشخصات مختلف سنگ‌دانه واکنش‌زا، بویژه اندازه سنگ‌دانه یکی از پارامترهای تاثیرگذار بر انبساط ناشی از واکنش قلیایی- سیلیسی است. نسبت آب به سیمان هم یکی از مهمترین پارامترهای تاثیرگذار بر مقاومت و دوام انواع بتن می‌باشد. لذا، در این پژوهش به بررسی کمی تاثیر ریزدانه یا درشت‌دانه بودن سنگ‌دانه واکنش‌زا و تغییرات نسبت آب به سیمان بر مقاومت پیوستگی بتن به دو روش بیرون‌کشیدگی و تیر تحت این واکنش پرداخته شد. همچنین میزان تاثیرگذاری سنگ‌دانه‌ی ریز و درشت واکنش‌زا بر مشخصات مکانیکی بتن شامل مقاومت فشاری، کششی و مدول گسیختگی و نیز میزان انبساط رخ‌داده در بتن ناشی از واکنش قلیایی– سیلیسی در گذر زمان بررسی شد. بدین‌منظور، شش مخلوط بتنی از ترکیب‌های مختلف درشت‌دانه و ریزدانه واکنش‌زا و غیرواکنش‌زا با نسبت‌های آب به سیمان 45/0، 5/0 و 55/0 ساخته شد. سپس تعدادی نمونه مکعبی، منشوری، استوانه‌ای، بیرون‌کشیدگی با میلگردهای به قطر 12 و 16 میلی‌متر (در مجموع 180 آزمونه) و 4 تیر بتنی با میلگرد به قطر 16 میلی‌متر ساخته و در محلول سدیم هیدروکسید به مدت 90 و 180 روز غوطه‌ور شد. نتایج نشان داد، واکنش قلیایی- سیلیسی در گذر زمان موجب کاهش مقاومت فشاری، کششی، مدول گسیختگی و مقاومت پیوستگی بتن به هر دو روش شد و با کاهش اندازه سنگ‌دانه واکنش‌زا افت مقاومت‌ها و رشد انبساط تشدید یافت. با افزایش قطر میلگرد از 12 به 16 میلی‌متر در آزمایش بیرون‌کشیدگی، مقاومت پیوستگی در اثر واکنش بیش‌تر کاسته شد. همچنین، تغییر اندازه سنگ‌دانه‌های واکنش‌زا، نسبت آب به سیمان یا مدت غوطه‌وری هیچ تاثیری بر مود گسیختگی نمونه‌های بیرون‌کشیدگی مشابه مسلح با میلگرد به قطر 12 میلی‌متر نداشت. اما با تغییر قطر میلگرد از 12 به 16 میلی‌متر، وقوع واکنش باعث تغییر مود گسیختگی نمونه‌ها از لغزش میلگرد به شکافت بتن شد. در نهایت، یک مدل لغزش- پیوستگی برای نمونه‌های بیرون‌کشیدگی مورد آزمایش پیشنهاد شد. با پیشرفت واکنش ‌قلیایی- سیلیسی ظرفیت جذب انرژی نمونه‌های تیر و بیرون‌کشیدگی کاهش یافت. کاهش اندازه سنگ‌دانه واکنش‌زا موجب کاهش بیش‌تر ظرفیت جذب انرژی کلیه نمونه‌های تیر و اغلب نمونه‌های بیرون‌کشیدگی شد. وقوع واکنش منجر به کاهش سختی پیوستگی کلیه نمونه‌های تیر و نمونه‌های بیرون‌کشیدگی با میلگردهای به قطر 12 میلی‌متر شد و با کاهش اندازه سنگ‌دانه‌های واکنش‌زا زوال سختی تشدید یافت. اما تاثیر بسزایی روی سختی نمونه‌های بیرون‌کشیدگی با قطر 16 میلی‌متر نداشت. روش انجام آزمایش بر رفتار پیوستگی نمونه‌ها، مود گسیختگی و منحنی تنش پیوستگی- لغزش آن‌ها تاثیر داشت. بنابراین توصیه می‌شود، برای مطالعاتی که نیاز به ‌‌اندازه‌گیری مقدار واقعی تنش پیوستگی بین میلگرد و بتن آسیب‌دیده ناشی از واکنش ‌قلیایی- سیلیسی می‌باشد، از روش تیر استفاده شود. از طرفی کاهش هرچه بیش‌تر نسبت آب به سیمان برای کنترل افت مقاومت‌های مکانیکی بتن ناشی از واکنش ‌‌قلیایی- سیلیسی همواره موثر نیست، بلکه یک نسبت بهینه وجود دارد. با افزایش نسبت آب به سیمان، افت مقاومت پیوستگی نمونه‌های بیرون‌کشیدگی مسلح با میلگرد به قطر 12 میلی‌متر شدت یافت، اما در مورد نمونه‌های مسلح با میلگرد به قطر 16 میلی‌متر، تغییرات افت مقاومت پیوستگی و تغییرات نسبت آب به سیمان روند ثابتی نداشت. هر دو گزینه کاهش نسبت آب به سیمان یا تعویض سنگ‌دانه واکنش‌زا، راهکار مناسبی برای بهبود رفتار پیوستگی بتن آسیب‌دیده ناشی از واکنش قلیایی– سیلیسی بود. اما با پیشرفت واکنش در بلند مدت، تاثیر گزینه اول کم‌رنگ‌تر شد. همچنین به نظر می‌رسد، گزینه دوم، راهکار مناسب‌تری برای کنترل تاثیرات منفی این واکنش بر رفتار پیوستگی میلگردهای قطورتر در بلند مدت ‌باشد.

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. مطالعه آزمایشگاهی در برابر خوردگی آرماتور در بتن‌های حاوی مصالح سنگی بازیافتی
    1403
    چکیده: بتن یکی از پر‌مصرف‌ترین مصالح در صنعت ساخت به‌شمار می‌رود که یکی از انواع این بتن‌ها، بتن حاوی سنگدانه بازیافتی است. به‌دلیل خواص ضعیف‌تر سنگدانه بازیافتی مانند جذب آب و تخلخل بیشتر و چگالی کمتر نسبت به سنگدانه طبیعی، این دسته از بتن‌ها دارای مشخصات مکانیکی و دوامی ضعیف‌تر در مقایسه با بتن‌های طبیعی می‌باشند. از طرف دیگر، در سازه‌های بتن مسلح، خوردگی آرماتور یکی از مخرب‌ترین پدیده‌هایی است که این سازه‌ها را تهدید می‌کند و باتوجه به ضعف دوامی بتن‌های بازیافتی، بررسی پدیده خوردگی در این نوع از بتن‌ها، حائز اهمیت است. پژوهش حاضر نتایج بررسی آزمایشگاهی تاثیر سنگدانه بازیافتی بر خواص مقاومتی و دوامی بتن خصوصاً دوام آن‌ها در برابر خوردگی آرماتور را نشان می‌دهد. ملات‌های ساخته شده در این پژوهش حاوی 50، 75 و 100 درصد سنگدانه بازیافتی می‌باشند که نتایج بدست آمده با ملات پایه بررسی می‌شوند. در تهیه مخلوط از سنگدانه ریز بازیافتی با حداکثر اندازه اسمی 36/2 میلی‌متر که حاصل خردایش بتن می‌باشد، به همراه سیمان نوع2 هگمتان استفاده شده است. نسبت آب به سیمان در هر چهار طرح مخلوط برابر 6/0 در‌نظر گرفته شده است. بر روی هر طرح ساخته شده آزمایش‌های مقاومت فشاری، جذب آب موئینه و جذب آب حجمی در سنین 28 و 90 روز صورت گرفته است. آزمونه‌های مورد استفاده در سه آزمایش مذکور، تا رسیدن به سن مقرر در آب عمل‌آوری شدند و در هر سن از هر طرح 3 آزمونه مورد ارزیابی قرار گرفتند که میانگین آن‌ها به‌عنوان نتیجه گزارش شده است. همچنین به منظور بررسی خوردگی آرماتور‌های موجود در آزمونه‌ها، از روش‌های الکتروشیمیایی شامل آزمایش‌های نیم‌پیل، مقاومت پلاریزاسیون خطی و مقاومت پلاریزاسیون پتانسیودینامیک بهره‌گرفته شده است. آزمونه‌های آماده شده جهت انجام آزمایش‌های الکتروشیمیایی، پس از آن‌که تا سن 28 روز در محلول آب و آهک اشباع عمل‌آوری شدند، به مدت 8 چرخه 2 هفته‌ای مورد آزمایش قرار گرفتند. در هر چرخه آزمونه‌ها یک هفته در هوای آزاد و یک هفته در محلول آب و نمک با غلظت 10درصد به منظور شبیه‌سازی محیط کلریدی قرار گرفتند. پس از انجام آزمایش‌ها و بررسی نتایج مشخص گردید که در یک نسبت آب به سیمان برابر، حضور سنگدانه بازیافتی موجب کاهش مقاومت فشاری، افزایش جذب آب موئینه و افزایش جذب آب حجمی می‌گردد. همچنین با بررسی نتایج بدست آمده از آزمایش‌های الکتروشیمیایی، می‌توان اظهار کرد که وجود سنگدانه در ملات‌های ساخته شده، در یک زمان مشخص باعث کاهش پتانسیل نیم‌پیل می‌گردد. از طرفی ملات حاوی سنگدانه بازیافتی به دلیل جذب آب و تخلخل بیشتر، باعث شکستن زودتر لایه محافظ روی آرماتور و شروع سریع‌تر فرآیند خوردگی می‌شود. با ارزیابی و مشاهده کلیه نتایج حاصل‌شده از 6 آزمایش انجام‌شده بر روی 4 طرح مخلوط ساخته‌شده، می‌توان این‌گونه عنوان کرد که جایگزینی تا 50درصد سنگدانه طبیعی با سنگدانه بازیافتی، ثاتیر معناداری بر نتایج آزمایش‌ها نداشته است.
  2. تاثیر نسبت حجم کف در تعیین شیب‌های تافلی منحنی پلاریزاسیون پتانسیودینامیک و ضریب ثابت استرن گری
    1403
    چکیده: با افزایش گرمایش جهانی، بخش ساخت به دلیل وزن مرده بالا و رسانایی حرارتی در تلاش برای یافتن جایگزینی برای بتن معمولی است. همچنین تعداد زیاد منافذ در فوم بتن باعث کاهش جذب حرارتی و صوتی می‌شود و در نتیجه سازه را برای تمامی شرایط آب‌وهوایی مناسب می‌کند. ازآنجاکه توسعه کاربرد بتن‌های کفی برای مقاصد سازه‌ای و نیمه سازه‌ای مستلزم استفاده از آرماتور در این نوع بتن‌ها است. حضور درصد فراوان حباب هوا در مجاورت آرماتور می‌تواند به طور نامطلوبی بر رفتار الکتروشیمیایی آن تاثیر بگذارد و تشکیل لایه انفعالی را به مخاطره اندازد. روش‌های الکتروشیمیایی توسط محققین پیشین جهت ارزیابی نرخ خوردگی و توسعه لایه فیلم اکسید در فولاد مدفون در بتن و محلول شبیه‌سازی شده مایع منفذی مورداستفاده قرار گرفته است. یکی از روش‌های تجزیه‌وتحلیل مکانیزم خوردگی فلز در بتن به‌وسیله اندازه‌گیری و رسم منحنی‌های پلاریزاسیون کاتدی و آندی صورت می‌گیرد که قسمتی از این منحنی‌ها که به‌صورت خط مستقیم است به ناحیه تافل موسوم است. مقدار مقاومت پولاریزاسیون پتانسیودینامیکی که بیانگر مقاومت آرماتور در برابر اکسیدشدن است از شیب منحنی پتانسیل در برابر جریان در نقطه جریان صفر به دست می‌آید و در پایان جهت تخمین نرخ خوردگی و دانسیته جریان خوردگی می-توان از منحنی پولاریزاسیون پتانسیودینامیکی استفاده کرد. در این پژوهش ابتدا 5 طرح با نسبت آب به سیمان یکسان اما با درصدهای مختلف از کف جهت انجام آزمایش‌ها تعیین و پس از مشخص‌شدن طرح اختلاط آنها، در محل آزمایشگاه ساخته و به مدت 28 روز (4 هفته) در محیط مرطوب کیورینگ شدند. آزمایش‌های بررسی خوردگی فولاد مدفون در بتن اعم از آزمایش نیم‌پیل، آزمایش پلاریزاسیون خطی و آزمایش پلاریزاسیون پتانسیودینامیک پس از قراردادن نمونه‌های تمامی طرح‌ها در محیط خورنده حاوی سدیم کلراید با غلظت 5 درصد به‌صورت چرخه‌های هفتگی تر و خشک، انجام گردیده است. نتایج حاصل آزمایش‌ها نشان می‌دهد احتمال خوردگی ملات با 50 درصد کف پس از یک هفته قرارگرفتن در محیط خورنده سدیم کلراید بیش از 90 درصد می‌باشد و همچنین نتایج نیم‌پیل در بتن کفی با 50 درصد کف پس از 5 هفته نسبت به سایر طرح‌ها همواره بیش از 200درصد می‌باشد. الکترود مدفون در ملات پایه در محلول خورنده سدیم کلراید پس از 11 هفته در حالت غیرفعال می‌باشد. با افزایش درصد کف در طرح‌ها مقدار OCP کاهش میابد و اختلاف OCP طرح‌ها با یکدیگر باگذشت زمان بیشتر می‌شود. در هر دوره از آزمایش پتانسیودینامیک با افزایش درصد کف موجود در ملات شیب‌های آندی و کاتدی افزایش میابند. تغییرات شیب‌های آندی و کاتدی در ملات پایه با گذشت زمان روند قابل‌پیش‌بینی ندارد و در بازه ثابتی متغیر هستند. تغییرات ضریب استرن - گری در طرح با ملات پایه در 11 هفته ثابت بوده و تغییر نمی‌کند. تغییرات ضریب استرن - گری نسبت به زمان در تمامی طرح‌ها با ملات کفی همواره نزولی می‌باشد.
  3. بررسی اثر توانایی چندین مهارت داشتن بر عملکرد شناسایی خطر و درک ریسک ایمنی در بین کارگران ساختمانی
    1401
    طبق بررسی‌های به عمل آمده، فقط حدود 10% از حوادث ساختمانی ناشی از شرایط ناایمن کارگاه بوده و 88% حوادث به دلیل رفتار غیر ایمن کارگران است. یکی از عوامل مهمی که بر انسان جهت جلوگیری از وقوع حوادث اثر می‌گذارد، توانایی او در تشخیص خطرات موجود در محیط کار و درک ریسک ایمنی مرتبط می‌باشد. اگر انسان نتواند خطرات موجود را به خوبی شناسایی کند و ریسک مرتبط را درک کند، ممکن است حوادثی رخ دهد که هم سبب ایجاد خسارات جانی و هم سبب خسارات مالی شود. یکی از عوامل مهمی که تا کنون اثر آن بر توانایی کارگران در تشخیص خطر و درک ریسک ایمنی بررسی نشده‌است اثر داشتن چندین تخصص در حرفه ساخت و ساز می‌باشد. در این پژوهش ما 162 کارگر را مورد مطالعه قرار دادیم و متوجه شدیم از این تعداد 121 کارگر فقط یک تخصص داشتند و 41 کارگر بیش از یک تخصص داشتند. یافته‌های به دست آمده نشان دادند هر چه تعداد تخصص کارگران افزایش یابد توانایی آن‌ها در تشخیص خطرات موجود در محیط کار نیز افزایش خواهد یافت.
  4. مطالعات ریز ساختار بتن های حاوی سرباره در معرض واکنش قلیایی سیلیسی
    1400
    در چند دهه گذشته،واکنش قلیایی سنگدانه ها به عنوان یکی از دغدغه های مهم دست اندرکاران صنعت بتن از حیث دوام مطرح بوده و عدم توجه به چرایی وقوع این واکنش و نداشتن برنامه جهت پیشگیری و یا درمان اثرات مخرب آن، منجر به تحمیل هزینه های سنگینی بر پروژه های عمرانی می شود. به علت شدت تخریب المانهای بتنی تحت اثر این واکنش، محققین از این پدیده با عنوان سرطان بتن یاد می نمایند. از واکنش قلیایی سیلیسی سنگدانه ها به علت فراگیر بودن آن در سطح دنیا، به عنوان شاخص ترین گونه واکنش قلیایی سنگدانه ها یاد می شود. متاسفانه تاکنون بیشتر محققان نشانه های خارجی وقوع این پدیده را بررسی کرده و کمتر به مطالعات ریز ساختار توجه شده است. علاوه بر این می دانیم استانداردهای تدوین شده جهت شناسایی اثرات مخرب مربوط به واکنش قلیایی سیلیسی عموما مرتبط با بخش ماکروسکوپی و بزرگ مقیاس بتن است و در خصوص مطالعات ریز ساختار، استاندارد خاص تعریف نشده است. روشهای نوین شناسایی و آنالیز مواد همچون تصاویر میکروسکوپ الکترونی روبشی و طیف سنج انتشاری انرژی و آنالیز پراش پرتو ایکس، می توانند محققین را در خصوص یافتن چرایی وقوع این واکنش و یا تحلیل علل جلوگیری از وقوع آن با استفاده از برخی مصالح یاری نمایند . در پژوهش حاضر قصد بر آن است با استفاده از برخی ابزارهای پیشرفته موجود در کشور، ریزساختار بتن های حاوی سرباره (فعال شده و فعال نشده با قلیا) در معرض واکنش قلیایی سیلیسی سنگدانه ها مطالعه شود. به منظور دستیابی به نتایج بهتر، آزمایش های دیگری مانند انبساط و مقاومتهای فشاری، خمشی، کششی و الکتریکی نیز انجام شده است. از آنجاکه وقوع این پدیده مخرب معمولا زمان بر بوده و در دراز مدت (بعد از حدود 10 تا 15 سال) آثار مخرب آن نمایان می شود، در این پژوهش، نمونه ها در شرایط تشدیدشده ای به منظور تسریع در بروز نشانه های آسیب دیدگی قرار میگیرند. به این منظور رطوبت ودمای محیط نگهداری نمونه ها نسبت به شرایط متداول افزایش یافته است .
  5. محصولات پایه سیمانی حاوی سرباره فعال شده با قلیا در برابر پدیده واکنش قلیایی سیلیسی سنگدانه ها با استفاده از یک رویکرد (با استفاده از یک روش جدید)
    1400
    با توجه به این که در فرآیند تولید سیمان پرتلند، میزان قابل توجه ای کربن دی اکسید تولید می شود و سبب آلودگی محیط زیست خواهد شد، از مخلوط فعال شده با قلیا به علت برتری در مواردی از قبیل خواص مکانیکی مطلوب تر و آلودگی های زیست محیطی کمتر، به عنوان جایگزین در مخلوط مبتنی بر سیمان پرتلند معمولی استفاده می شود؛ اما ممکن است فعال کننده های قلیایی که عموماً برای فعال سازی استفاده می شوند، زمانی که مخلوط فعال شده با قلیا حاوی سنگ دانه های واکنش پذیر باشد، منجر به آسیب های ناشی از واکنش قلیایی سیلیسی شده و استفاده تجاری از آن را محدود کند. امروزه روش ها و استانداردهای متنوعی از جمله ASTM C1260 و ASTM C1293 برای شناسایی مصالح واکنش پذیر و اقداماتی برای محدودکردن خطر آسیب های ناشی از این واکنش در ساخت سازه ها و المان های بتنی استفاده می شوند. روش های کنونی، اکثراً با اندازه گیری تغییر طول نمونه های ملاتی و بتنی، سعی دارند واکنش پذیری سنگ دانه ها را بررسی کنند. برای ساخت مخلوط فعال شده با قلیا مورد نظر در این پژوهش، از پیش ماده ی سرباره کوره آهن گدازی به عنوان ماده ی اصلی و برای فعال سازی آن نیز از ترکیب محلول هیدروکسید سدیم و سیلیکات سدیم استفاده شد. در این پژوهش به بررسی عملکرد مخلوط های مبتنی بر سرباره فعال شده با قلیا در برابر واکنش قلیایی سیلیسی پرداخته شد. به همین منظور مخلوط-های ساخته شده حاوی سنگ دانه های واکنش پذیر بوده و با اعمال شرایط تشدیدیافته (با استفاده از دمای بالا و قلیاییت زیاد) برای کاهش زمان انجام واکنش قلیایی سیلیسی، علاوه بر سنجش تغییر طول از طریق ارزیابی خصوصیات مکانیکی و دوامی به ارزیابی واکنش مذکور پرداخته شد. نتایج بدست آمده نشان می دهد مخلوط های مبتنی بر سرباره فعال شده با قلیا، در تمامی آزمایش های انجام گرفته به طور مطلق و با اختلاف بسیار زیاد از مخلوط های مبتنی بر سیمان پرتلند معمولی، برتر بوده است. به بیان دیگر هرچند قلیائیت مخلوط های مبتنی بر سرباره فعال شده با قلیا بسیار زیاد بوده است، اما در برابر واکنش قلیایی سیلیسی نسبت به مخلوط های مبتنی بر سیمان پرتلند معمولی عملکرد به مراتب بهتری را رقم زده است و همچنین در بین مشخصات مکانیکی، به ترتیب مقاومت کششی، خمشی و فشاری بیش ترین اثرپذیری و هم بستگی را با واکنش قلیایی سیلیسی داشتند. علاوه براین، نتایج
  6. رزیابی تجربی دوام یخ زدن و آب شدن بتنهای حاوی میکروسیلیس هوادار و بدون هوا
    1399
    چکیده: طی چند دهه اخیر مطالعات گسترده ای پیرامون بتن های دو جزئی حاوی دوده سیلیسی و بتنهای هوادار صورت گرفته که نشانگر مزایایی همچون بهبود عملکرد دوام این نوع ب تنها بوده است. در عین حال هرکدام از این بتن ها دارای معایبی هستند، به عنوان مثال میتوان در بتن های هوادار به روند کاهش کسب مقاومت و نیز در بتنهای حاوی دوده سیلیسی به کاهش کارایی، اشاره نمود؛ به عالوه این سوال همچنان مطرح است که کدام یک از این دو ماده تاثیر بیشتری در بهبود دوام بتن دارد. برای رفع این نواقص و پاسخ به این سوال، در این تحقیق تاثیر کاربرد همزمان و مجزای مواد هوازا و دوده سیلیسی، بر روند بهبود مقاومت و عملکرد دوام در حضور نمک های یخزدا بر روی بتن مورد بررسی و مقایسه قرار گرفت. دوازده طرح مخلوط در دو نسبت آب به مواد سیمانی 82/8 و 5/8 شامل بتنهای دو جزئی حاوی دوده سیلیسی در مقادیر 5 و 88 درصد جایگزین سیمان و بتنهای هوادار شامل 5 درصد مواد افزودنی هوازا و بتنهای حاوی همزمان 5 درصد مواد افزودنی هوازا و دوده سیلیسی به مقادیر 5 و 88 درصد ساخته شد. میزان اسالمپ مطابق استاندارد C672 ASTM برای کلیه مخلوطها در نظر گرفته شده است. آزمایشهای انجام شده شامل تعیین مقاومت فشاری، مقاومت کششی، جذب آب حجمی، آزمایش تعیین پوستهشدگی در مجاورت نمک های یخزدا بود. نتایج نشان داد که مخلوط شاهد در مقایسه با مخلوط های حاوی دوده سیلیسی و هوادار عملکرد بسیار ضعیفتری به لحاظ دوام در مقابل سیکلهای یخ زدن و آب شدن در مواجه با نمک های یخزدا داشته است. استفاده از دوده سیلیسی موجب افزایش مقاومت فشاری، مقاومت کششی و مقاومت در برابر پوستهشدگی شد. کاربرد 5 درصد ماده هوازا باعث بهبود در خواص دوام گردید. استفاده همزمان از مواد هوازا و دوده سیلیسی مشکالت مربوط به کاهش مقاومت بتن حاوی مواد افزودنی هوازا را تا حد زیادی رفع و بهبود قابل توجهی به لحاظ خواص دوام ایجاد نم
  7. بررسی اثر خستگی بر عملکرد تشخیص خطر و درک ریسک ایمنی در بین کارگران ساختمانی
    1398
    هر ساله بیش از 60000 نفر از کارگران شاغل در صنعت ساختمان در سراسر جهان جان خود را از دست می دهند. نرخ بالای حوادث در این صنعت منجر به آسیب های جسمی و روانی و یا خسارات مادی فراوانی می گردد و اثرات نامطلوبی بر جامعه دارد. یکی از علل این حوادث، خستگی کارگران است که اثر منفی بر عملکرد ایمنی آن ها دارد. اگرچه اثر مخرب خستگی بر عملکرد ایمنی کارگران امری واضح است، اما مکانیزم اثرگذاری خستگی بر روی رفتار کارگران در مطالعات پیشین مورد بررسی قرار نگرفته است؛ بنابراین با توجه به اهمیت آن در صنعت ساختمان، این مطالعه قصد دارد اثر خستگی را بر روی مولفه های ضروری عملکرد ایمنی کارگران ساختمان، تشخیص خطر، درک ریسک ایمنی و ارتباط آن با برخی متغیرهای دموگرافیکی بررسی کند. برای دست یابی به هدف مورد مطالعه، عملکرد ایمنی 135 کارگر ساختمانی مورد ارزیابی قرار گرفت. ابتدا، میزان خستگی کارگران با استفاده از مقیاس (OFER) اندازه گیری شد. سپس، توانایی تشخیص خطر و درک ریسک ایمنی کارگران ساختمانی با استفاده از تصاویر ساختمانی گرفته شده از پروژه های فعال در کشور ایران مورد بررسی قرار گرفت. ارتباط آماری قابل توجه بین سطوح خستگی، عملکرد تشخیص خطر، درک ریسک ایمنی و برخی متغیرهای دموگرافیکی پیدا شد. نتایج این مطالعه نشان می دهد، خستگی از طریق اختلال و کاهش عملکرد کارگران در تشخیص خطر و درک و ارزیابی ریسک ایمنی مرتبط با آن ها، بر رفتار کارگران اثر نامطلوب گذاشته و احتمال بروز حادثه را در آن ها افزایش می دهد. تحقیق حاضر همچنین نشان می دهد میزان شیوع خستگی در میان کارگران عمرانی در ایران در مقایسه با برخی کشورهای توسعه یافته بالاتر است. یافته های این پژوهش برای متخصصان و محققانی که به دنبال درک و کاهش حوادث خطر آفرین در محل کار هستند، مفید خواهد بود و به بهبود ایمنی در صنعت ساخت کمک می کند. این پژوهش اولین مطالعه جامع در خصوص اثر خستگی بر عملکرد ایمن کارگران ساختمانی را در صنعت ساخت ایران نشان می دهد.
  8. تشخیص خطر و ارزیابی درک ریسک ایمنی بر روی کارگران صنعت ساخت تحت تاثیر حوادث بخیر گذشته
    1398
    امروزه پژوهشگران به این باور هستند که تشخیص خطر و درک ریسک ایمنی یکی از پایه های اساسی در زمینه مدیریت ایمنی است. علاوه بر این، گزارش های تلفات در صنایع ساختمانی حاکی از آن است که این صنعت از نرخ تلفات زیادی برخوردار است. برای کاهش نرخ تلفات، نیاز به افزایش مهارت تمام افرادی است که به نحوی در این در صنعت مشغول به فعالیت هستند، به خصوص کارگران که بیشتر در معرض خطرات قرار دارند. از آنجایی که بین حادثه و حادثه بخیر گذشته رابطه نزدیکی از نظر معنایی وجود دارد، اما نتایج کاملاً متفاوتی با یک دیگر دارند. در هنگام بروز حادثه، کارگران با یک نتیجه منفی (مانند آسیب دیدگی) روبه رو می شود که پس از آن، با احتیاط بیشتری به فعالیت ادامه می دهند. اما در حوادث بخیر-گذشته به دلیل نداشتن آسیب، افراد با نتیجه منفی رو به رو نیستند، بلکه با یک نتیجه مثبت که به اصطلاح حادثه بخیر گذشته است روبه رو هستند. در نهایت می توان گفت که حوادث بخیرگذشته باعث می شود افراد در زمان کار ریسک پذیر شوند. بنابراین، در پژوهش حاضر تلاش شده است، در ابتدا تاثیر حوادث بخیر گذشته بر تشخیص خطر و درک ریسک ایمنی کارگران صنایع ساختمانی مورد بررسی قرار گیرد، سپس عواملی که باعث بروز حوادث بخیر گذشته می شود، شناسایی گردد در نهایت، تاثیر آموزش ایمنی بر روی تشخیص خطر و ارزیابی درک ریسک ایمنی مورد ارزیابی قرار گرفت. علاوه براین، در جامعه آماری 154 کارگر از صنایع ساختمانی دو کشور ایران و افغانستان شناسایی گردید. نتایج پژوهش حاضر نشان داد، کارگرانی که حوادث بخیر گذشته را تجربه کرده اند، توانایی تشخیص خطر و درک ریسک ایمنی ضعیف تر نسبت به کارگرانی که حوادث بخیر گذشته را تجربه نکرده دارند. همچنین، در پژوهش حاضر، بی دقتی در زمان کار با %2/94، بی توجهی در زمان کار با 93%، نداشتن تجربه %9/91، نبود آموزش ایمنی کافی با %2/87، فضای کاری شلوغ، مهارت نداشتن با 86%، خستگی با %2/86، از جمله عواملی است که به عنوان عامل اصلی بروز حوادث بخیر گذشته از آن یاد شده است. علاوه بر این، آموزش ایمنی از دیگر عواملی است که بر روی تشخیص خطر و درک ریسک ایمنی کارگران تاثیر گذار است. در پژوهش حاضر، بررسی تاثیر آموزش ایمنی بر روی توانایی تشخیص خطر و درک ریسک ایمنی صورت گرفته است. نتایج بدست آمده نشان می دهد، آموزش ایمنی باعث بهبود در عملکرد تشخیص خطر و در
  9. مطالعه جمع شدگی بتن سبک توانمند
    1395
    امروزه بتن سبک توانمند به عنوان یکی از فناوری های نوبن مورد توجه محققین تکنولوژی بتن قرار گرفته است. بکارگیری این نوع بتن در عرشه پل ها و سقف های سازه های بلند می تواند آغاز تحولی در صنعت ساخت باشد. ازجمله مشکلاتی که محققین تکنولوژی بتن در بکارگیری این نوع بتن با آن مواجهند، در اختیار نداشتن روشی سریع و مطمئن جهت پیش بینی جمع شدگی در این نوع بتن ها می باشد. در پژوهش حاضر از روش پردازش تصویر جهت تحلیل جمع شدگی استفاده شده است. در این پژوهش نمونه های بتن سبک توانمند با رده مقاومتی سازه ای و با استفاده از سبکدانه لیکای پیش اشباع تهیه شده است. آزمونه های منشوری (10×10×40 سانتیمتر مکعب) پس از 7 روز مراقبت درآب، به اتاق عمل آوری با دمای 5±25 درجه سلسیوس و رطوبت 2±50 درصد منتقل گردیده اند و جمع شدگی آنها مورد ارزیابی قرارگرفته است. نتایج حاکی از آن است که با استفاده از سبکدانه پیش اشباع و افزایش مقاومت بتن سبک، بدلیل بهبود ناحیه انتقال، باعث کاهش جمع شدگی بتن سبک در طول زمان گردیده است. ضمنا روش پردازش تصویر با پایش مستمرکرنش جمع شدگی می تواند به عنوان یک روش ساده و مطمئن برای ارزیابی جمع شدگی مورد توجه قرار گیرد.