بازگشت به صفحه کامل

وحدت حوزه و دانشگاه، عوامل و آثار آن؛ 27 آذرماه سالروز وحدت حوزه و دانشگاه

وحدت حوزه و دانشگاه، عوامل و آثار آن؛ 27 آذرماه سالروز وحدت حوزه و دانشگاه


تاریخ انتشار : Publish : نسخه قابل چاپ Print

27 آذر سالروز شهادت دکتر مفتح و روز وحدت حوزه و دانشگاه گرامی باد.

وحدت حوزه و دانشگاه، عوامل و آثار آن

و همدلی در پی تأمین سعادت انسان است.

ابر و باد و مه و خورشید و فلک در کارند

تا تو نانی به کف آری و به غفلت نخوری

همه از بهر تو سرگشته و فرمان بردار

شرط انصاف نباشد که تو فرمان نبری

 

و اتحاد و هماهنگی اعضای انسان باعث رسیدن انسان به اهداف و کارهای بزرگی می شود، و سلولهای بدن انسان با وحدت، سلامت بدن انسان را تأمین می کنند و ... بر این اساس نظام آفرینش نظام توحید و وحدت گرا است.

آفرینش درس وحدت می دهد بر عالمی

چون که بنیان جهان شد از بنای اتحاد

رمز وحدت را بجو از «قل هو اللّه احد»

می دهد این آیه عالم را صلای اتحاد(1)

 

اقبال لاهوری می گوید:

برگ و ساز کائنات از وحدت است

اندرین عالم حیات از وحدت است(2)

 

در عالم تشریع هم، جامعه اسلامی و اقشار و اصناف آن باید از قانون وحدت پیروی کند تا همسو با نظام هستی شود.

ضرورت وحدت حوزه و دانشگاه

در قرآن و منابع اسلامی هم وحدت ادیان مطرح است، چنان که می خوانیم: «قُل یا اَهلَ الکِتابِ تَعالَوا اِلی کَلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَ بَینَکُم اَلّا نَعبُدَ اِلاّ اللّه و لانُشرِکَ بِهِ شَیئاً...؛(3) بگو ای اهل کتاب بیایید به سوی سخنی که میان ما و شما یکسان است تا جز خداوند یگانه را نپرستیم و چیزی را همتای او قرار ندهیم.» و هم وحدت مذاهب در درون جامعه اسلامی چنان که قرآن با فرمان صریح دستور می دهد: «وَاعتَصِمُوا بِحَبلِ اللّه جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَاذکُرُوا نِعمَةَ اللّهِ عَلَیکُم اِذ کُنتُم اَعداء فَاَلَّفَ بَینَ قُلُوبِکُم فَاَصبَحتُم بِنِعمَتِهِ اِخواناً...؛(4) همگی (مسلمانان) به ریسمان خدا چنگ زنید و پراکنده نشوید و نعمت خدا را به یاد آورید که دشمن یکدیگر بودید و او در میان شما الفت ایجاد کرد و به برکت نعمت او برادر شدید.» و هم وحدت بین اقشار و اصناف جامعه مورد تأکید و سفارش اسلام بوده و هست، علی (ع) همبستگی جامعه را زمینه ساز ریزش فیض الهی دانسته و همگرایی را یکی از ارمغانهای بعثت پیامبر(ص) بیان کرده است.(5) و در قسمتی از سخنان خود می فرماید: «وَ لَیسَ رَجُلٌ ـ فَاعلَم ـ اَحرَصَ عَلی جَماعَةِ اُمّةٍ مُحَمّدٍ وَ اُلفَتِها مِنّی اَبتَغی بِذالِکَ حُسنَ الثَّوابِ وَ کَرَم المآب؛(6) این نکته را بدان، هیچ مرد (و کسی) از من حریص تر بر اتحاد و همبستگی امّت محمّد (ص) نیست که بدان ثواب می جویم و فرجام نیک می طلبم.»

جای تردید نیست که برای از بین بردن سیاست های تفرقه انگیز دشمنان اسلام، مخصوصاً جامعه تشیّع، بر دو مغز متفکر جامعه، حوزه و دانشگاه است که برای حفظ عزّت و آزادی جامعه و بالندگی مذهب تشیّع باهم وحدت و اتحاد و همگرایی داشته باشند. علی (ع) می فرماید: «هیچ ملّتی در انجام کاری با هم متحد نشدند، مگر این که خداوند گرفتاری آنان را بر طرف کرد و آن ها را از بلای ذلّت نجات داد»(7). و همچنین در روایات فراوانی بر لزوم وحدت در جامعه مؤمنین و تشیّع و بین اقشار مختلف آن تأکید شده است، پیامبر اکرم(ص) فرمود: «اَلمُؤمِنُ لِلمُؤمِن کالبنیان بَشیرٌ بَعضُه بَعضاً؛(8)افراد با ایمان نسبت به یکدیگر همانند اجزای یک ساختمانند که جزئی از آن جزء دیگر را محکم(نگاه) می دارد.

و فرمود: «المؤمنون کالنّفس الواحدة؛(9) مؤمنان(و شیعیان) همچون یک روحند و نیز فرمود: «مثل المؤمنین فی توادهم و تراحمهم کمثل الجیر الواحد اذا استکی بعضه تداعی سائره بالسّهر و الحمی؛(10) مثل افراد با ایمان در دوستی و نیکی به یکدیگر همچون اعضای یک پیکر است که چون بعضی از آن (رنجور شود) و به درد آید اعضای دیگر با بیداری و تب (قرار و آرامش نخواهد داشت و آن عضو را) همراهی می کنند.

و با اجازه سعدی باید گفت که: «تشیّع همه عضو یک پیکرند و...».

در بین وحدت های پیش گفته وحدت دو قشر متفکر جامعه تشیّع حوزه و دانشگاه از اهمّیت بالا و جایگاه ویژه ای برخوردار است. تصویری که از عالمان و دانشمندان دانشگاهی و حوزوی در فرهنگ دینی ترسیم شده است، محبت، همیاری، همسویی،مسئولیت پذیری و از خود گذشتگی است، و این همسویی فقط یک سفارش و درخواست عادّی نیست بلکه یک وظیفه و تکلیف و مسئولیت الهی است که فردای قیامت مورد حسابرسی و پرسش قرار می گیرد.

چنان چه در کلام ارزشمند امیرمؤمنان(ع) می خوانیم: «وَ اعلَمُوا اَنَّ عبِادَاللّهِ المُستَحفِظینَ عِلمَهُ یَصُونُونَ مَصُونَهُ وَ یُفَجِّرُونَ عُیُونَهُ، یَتَواصَلُونَ

بِالوِلایَةِ وَ یَتَلاقُونَ بِالمَحَبَّةِ وَ یَتَساقُونَ بکَأسٍ رَوِیّةٍ وَ یصدُرُونَ بِرَیّةٍ، لاتَشُوبُهُم الرَیبَةُ ولاتُسرَعُ فیهِمُ الغِیبَةُ عَلی ذلِکَ عَقلَ خَلقَهُم وَ اَخلاقَهُم فَعَلیهِ یَتحابُّونَ وَ بِهِ یَتَواصَلُونَ؛(11)بدانید که آن گروه از بندگان خدا که پاسدار علم اویند، رازهایش را نگه می دارند و چشمه هایش را جوشان می سازند، پیوندشان با هم بر اساس ولایت و دیدارهایشان با (عشق) و محبّت است. جام های سیراب ساز را به یکدیگر می نوشانند و سیراب بیرون می شوند. در روابطشان نه شائبه ای از بدبینی و شک راه می یابد (که هر یک دیگری را ردّ و تکفیر نمایند) و نه غیبت نفوذ می کند (که پشت سر یکدیگر و علیه هم سخن بگویند) سرشت و خویشان بر این ویژگی ها پرورش یافته و بر این اساس است تمامی دوستی ها و پیوندهاشان. قطعاً بارزترین مصداق علما حوزویان و دانشگاهیان متعهد خواهد بود. لذا بر آن ها لازم و واجب است که از مسئولیت خویش در قبال جامعه و حفظ

وحدت آن بخوبی عمل نمایند چرا که علی (ع) فرمود: «زلّة العالم کانکسار السّفینة تَغرُقُ و تُغرِقُ؛(12) لغزش عالم همچون کشتی درهم شکسته است که هم خود غرق می شود و هم (جامعه اش) را (به سقوط می کشاند).

بر اساس همین احساس مسئولیت بود که در زمان ستم شاهی در دورانی که عمیق ترین شکاف بین حوزه و دانشگاه وجود داشت، عده ای از علمای حوزه و روشنفکران برجسته دینی، با درک عمیق از فضای خصومت آمیز حوزه و دانشگاه احساس مسئولیت نموده و بدون در نظر داشتن جوّ عمومی با قبولی تمامی اتهامات اولین حرکت منظم و سازمان یافته را جهت نزدیکی این دو مرکز آموزشی آغاز نمودند، و دهه 50 در واقع دهه تلاش برای بهبودی روابط بین حوزه و دانشگاه بود. مرحوم شهید دکتر مفتح در این باره می گوید: «به یادم دارم در همان موقع که (در) قم بودم، من و جمعی از دوستان تزی داشتیم و آن تز

«روحانیت غیر حرفه ای» بود، یعنی دانشجوی علوم دینی در دوران تحصیل ناچار از کمک مالی یک دانشجو (هزینه تحصیل) برخوردار باشد، ولی بعد به یک مرحله ای که رسید به کار متناسب بپردازد مثل آن چه خود ما و بعضی از دوستان هم فکر به آن پرداختیم، منظور من از تدریس در دانشگاه و فعالیت های روحانی و دینی، فقط بر اساس مسئولیت و نه بر اساس نفع بری بوده است. و می بینیم که لزوم دارد و چقدر در جامعه مؤثر است.»(13)

این حرکت که عملاً از سوی مرحوم شهید دکتر مفتح، علامه شهید مرتضی مطهری و مرحوم شهید دکتر بهشتی و جمعی دیگر آغاز شده بود با